تبليغاتX
سرگرمی و دانستنیها

لوگو

نوشته شده توسط ئاسو میرانی در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 14:2 | لینک ثابت |
بر مرا نیم متر كمتر عمیق كنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیكتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشك قانونی بگویید روح مرا كالبدشكافی كند، من به آن مشكوكم!

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاری كنند.

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اكیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناسایی مرا لای كفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و كفن من بنویسید: این عاقبت كسی است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنید!

كسانی كه زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یك آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینكه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم.

به مرده شوی بگویید مرا با چوبك بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.

چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی كنید قبر مرا بزرگ بسازید كه جای جسدم باشد

 

نوشته شده توسط ئاسو میرانی در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 ساعت 15:2 | لینک ثابت |

 خارپشت و مار

گویند:خارپشتی از یک مار تقاضا کرد:بگذار من نیز در لانه تو،مأوا گزینم و همخانه تو باشم،مار اندیشه نانموده و بدون تحقیق و شناخت خواهش خارپشت را

پذیرفت! و او را به لانه تنگ و کوچک خویش راه داد!چون لانه مار تنگ بود خارهای تیز خارپشت هر دم به بدن نرم مار فرو می رفت و وی را مجروح می ساخت

اما،مار از سر نجابت و مهمان دوستی دم بر نمی آورد،سرانجام مار گفت:بنگر که چگونه مجروح و خونین شده ام،آیا می توانی لانه مرا ترک گویی،خارپشت گفت:من

نگرانی ندارم،اگر تو نگرانی می توانی لانه دیگری برای خود بیابی.

نوشته شده توسط ئاسو میرانی در شنبه چهاردهم شهریور 1388 ساعت 12:43 | لینک ثابت |
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد. معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجودى که پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.
معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد.

يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، يکى از موهايم سفيد مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده!

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد: اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله.
يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.

معلم داشت جريان خون در بدن را به بچه‌ها درس مى‌داد. براى اين که موضوع براى بچه‌ها روشن‌تر شود گفت: بچه‌ها! اگر من روى سرم بايستم، همان طور که مى‌دانيد خون در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود.
بچه‌ها گفتند: بله
معلم ادامه داد: پس چرا الان که ايستاده‌ام خون در پاهايم جمع نمى‌شود؟
يکى از بچه‌ها گفت: براى اين که پاهاتون خالى نيست.

بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست.
در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر چند تا مى‌خواهيد برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست.

منبع:http://www.jokhome.blogfa.com/

نوشته شده توسط ئاسو میرانی در شنبه چهاردهم شهریور 1388 ساعت 12:40 | لینک ثابت |

پیروزی اراده ی بلند انسان بر همه چیز مبارک باد.

جناب آقای رستگار رحمانی تنها:پیروزی شما را در کنکور سال ۱۳۸۸ و کسب رتبه ی اول در دو رشته ی زبان انگلیسی و علوم تجربی را به شما و خانواده ی محترمتان و هچنین تمامی مردم کرد تبریک می گوییم.

جناب آقای هوشیار علیزاده:پیروزی شما در آزمون دکترای تخصصی زبان انگلیسی مایه ی افتخار ماست و بر حنابعالی و خانواده ی محترمتان و هچنین تمامی همشریانتان تبریک می گوییم.

جناب آقای سامان مستوفی:علاوه بر کسب رتبه ۵ رشته ی علوم تجربی,موفق به کسب رتبه ی ۷ کنکور سراسری زبان انگلیسی شده اند که مایه ی افتخار ما جامعه ی کرد است و به ایشان تبریک عرض می نماییم.

نوشته شده توسط ئاسو میرانی در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 ساعت 11:52 | لینک ثابت |
 

 مرد و زن جواني سوار بر موتور در دل شب مي راندند.آنها عاشقانه يکديگر را دوست داشتند.

زن جوان: يواش تر برو، من مي ترسم.

مرد جوان: نه، اينجوري خيلي بهتره.

زن جوان: خواهش ميکنم ، من خيلي مي ترسم.

مرد جوان: خوب، اما اول بايد بگي که دوستم داري.

زن جوان: دوستت دارم، حالا ميشه يواش تر بروني.

مرد جوان: منو محکم بگير.

زن جوان: خوب حالا ميشه يواش تر بري.

مرد جوان: باشه به شرط اينکه کلاه کاسکت منو برداري و روي سر خودت بذاري، آخه نميتونم راحت برونم، اذيتم ميکنه.

روز بعد واقعه اي در روزنامه ثبت شده بود.

برخورد موتور سيکلت با ساختمان حادثه آفريد 

در اين سانحه که به دليل بريدن ترمز موتورسيکلت رخ داد، يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري درگذشت.

مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود.

پس بدون اينکه زن جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت

و خواست تا براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.

. اما زندگي غير از اين است و ارزش آن در لحظاتي تجلي مي يابد که نفس آدمي را مي برد

نوشته شده توسط ئاسو میرانی در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 ساعت 14:28 | لینک ثابت |

زیر هر سنگ قبر یک تاریخ کامل خوابیده است.                                            (ماکسیم کورکی)

امید در زندگانی همان قدر اهمیت دارد که بال برای پرندگان.                            (ویکتور هوگو )انسان سعاتمند کسی است که از هر خطایی تجربه ای کسب کند.                       (سقراط)

تجربه میوه ای است که او را نمی توان چید مگر پس از رسیدن.                           (ارسطو)

سقوط عمیق تر معمولا به خوشبختی بلندتر منتهی می شود.                              (شکسپیر)

با یک اراده ی قوی شرایط دیگر چندان اهمیت ندارد.                                                  (گوته)

پیروزی متعلق به کسانی است که بیش از دیگران استقامت دارند.                          (ناپلئون)

داروی خشم خاموشی است.                                                                              (سقراط)

چیزی که دانش می آراید راستی است.                                                         (بوعلی سینا)

تحمل و بردباری بالاترین جرات و جسارت است.                                                      (پاستور)

به یکدیگر مهر بورزید ولی از مهر بند نسازید.                                           (جبران خلیل جبران)

صبر عبارتست از حفظ آرامش برای رسیدن به نتیجه.                                        (شکسپیر)

سریعترین راه دریافت عشق بخشیدن آن به دیگران است.                             (آلبرت انیشتین)

فقط خودت می دانی که چه چیزی برایت بهترین است.                                  (پائولو کوئیلو)

 

 

/ امیدوارم همه درباره ی این جملات فکر کنیم و پند بگیریم /

 

نوشته شده توسط ئاسو میرانی در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 ساعت 16:1 | لینک ثابت |

آلبرت انشتین فیزیکدان وریاضی دان که تولد او در سال 1879میلادی  در شهر اولم آلمان اتفاق افتاد.تحصیلات خود را در مونیخ که خانواده ی یهودی اوساکن آنجا بودند آغاز کرد وهمچنین در سوئیس به پایان رسانید.همانند بسیاری از مشاهیر در دوران مدرسه تظاهر خاصی از نبوغ وبالاتر بودن سطح علمی در وی دیده نشد. او پس از تلاش فراوان در سال 1901در اداره ثبت اختراعات شهر برن در سوئیس مشغول به کار شد. پیشرفتی که در وی به وضوح قابل مشاهده بود و شهرت روزافزون وی باعث شد که در سال 1913در انستیتوی فیزیکی کایزر ویلهم در برلن شغلی به او داده شود و این نخستین بار بود که حقوق کافی به او پرداخت می شد و از آن پس او توانست اوقات خود را به تحقیق و پژوهش های علمی اختصاص دهد.                                                                                      

انشتین بدون نیاز به آزمایشگاه و فقط با ابزار کاغذ و مداد در همین مکان تحقیقات علمی خود را انجام داد. پنج مقاله ای که در سال 1905منتشر کرد ازشاخص ترین مقالات علمی است که تاکنون انتشار یافته است. در همین سال تئوری خود را درباره ی نسبیت بیان کرد که سبب شهرت افزون گشت . نظریات این نابغه ودانشمند بزرگ چنان دشوار و  سخت است که بیشتر مردم چیزی از آن درک نمی کنند. انشتین جاذبه ی عمومی نیوتن را مورد حمله قرار داد و در تئوری خود زمان وفضای مطلق را نابود کرد و در سال 1921 جایزه ی نوبل در فیزیک به وی اعطا گردید. انشتین در سال 1930 به آمریکا رفت تا در انستیتوی تکنولوژی کالیفرنیا سخنرانی را ایراد کند. به دنبال کارآمدن هیتلر خصوصاً در سال 1933 که اموال او از طرف آلمان نازی مصادره شده بود به آمریکا سفر کرد و در سال 1940 به تبعیت دولت آمریکا در آمد. این فیزیکدان بزرگ و برجسته بانی شروع تحقیقات بمب اتمی است او در سال 1939 نامه ای به رئیس جمهور آمریکا نوشت و او را از پیشرفت های آلمان در شکافتن هستة اتم مطلع کرد و او را تشویق کرد تا تحقیقات و  پژوهش های جدی را در زمینة هسته اتم مقرر فرماید. وی سرانجام در 18 آوریل 1955 در آمریکا درگذشت.

نوشته شده توسط ئاسو میرانی در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 ساعت 15:55 | لینک ثابت |

قبل از بررسي خلاصه وار تاريخ موسيقي ايران بايد به چند نكته توجه كرد: اول آنكه ايران باستان كشوري پهناور بوده كه حدودا شامل ۳٠ كشور امروزي بوده است و به طبع داراي اقوام، مذاهب و فرهنگهاي گوناگوني بوده اند. پس ما نبايد منتظر فرهنگي يك پارچه باشيم زيرا اين اقوام در كنار هم و به كمك دستاوردهاي يكديگر به پيشرفت و تكامل رسيده اند، نه هر كدام به تنهايي. پس همه دستاوردهاي اين خطه بزرگ را هر كدام از اين اقوام مي توانند از آن خودبدانند. در دوره بعد از فتح ايران بدست اعراب و مسلمان شدن ايرانيان چون اعراب داراي فرهنگي غالب نبودند، از لحاظ فرهنگي مغلوب ايرانيان شدند و فرهنگ برتر ايرانيان را پذيرفتند و در راستاي شكوفايي آن باديگر اقوام كه مغلوب اعراب مسلمان شده بودند كوشيدند و از اين فرهنگ ايراني فرهنگ اسلامي را به وجود آوردند كه پايه واساس آن همان فرهنگ ايران باستان بود.
در سده هاي اول فرهنگ اسلامي يعني تاحدود دوران خلافت عباسيان يك فرهنگ واحد در سراسر اين سرزمينهاي اسلامي وجود داشت و از آن زمان به بعد بود كه سرزمينهاي اشغالي مستقل شدند و هر كدام باتوجه به ريشه فرهنگي يكسان رنگ و بوي منطقه و قوميت خود را به اين فرهنگ مادر بخشيدند و بخاطر همين امر است كه وجوه مشترك فرهنگي هنري زيادي دز ميان كشورهاي مسلمان وجود دارد كه اغلب مستشرقين به اشتباه اين وجوه مشترك را اخذ شده از فرهنگ عرب مي دانند كه اين امر نيز حاصل سطحي نگري به تاريخ و فرهنگ اين سرزمينها است.
تاريخ موسيقي ايران زمين را مي توان به دو بخش اصلي تقسيم كرد، آن دو بخش عبارتند از :

الف: دوران پيش از اسلام

ب: دوران بعد از سلام


در بررسي دوره پيش از اسلام منابع معتبر ما كه همان حجاري ها و مجسمه ها و نقوش روي ظروف بدست آمده مي باشد كه از ١٥٠٠ قبل از ميلاد مسيح آغاز مي شود. از مجسمه هاي بدست آمده در حيطه قلمرو ايران باستان كه در شوش بدست آمده، سازي شبيه تنبور امروزي مشاهده مي شود كه نمايانگر يك ساز ملوديك در آن زمانها است. درحجاريهاي طاق بستان گروه نوازندگان چنگ نواز و سازهاي بادي نيز مشاهده مي شود. بيشتر اطلاعات ما از دوران پيش از اسلام ايران زمين محدود به كتب تاريخي و اشعار سده هاي اول دوران اسلامي است. در هر حال ما اطلاعي از موسيقي كاربردي و نحوه اجراي دقيق موسيقي در آن دوران نداريم. اما در دوره بعد ازفتح ايران توسط اعراب تا آخر دوره خلفاي راشدين كه در سده اول حكومت اسلامي حكمراني مي كرده اند (از سال يازده تا چهل و يك هجري قمري) انواع موسيقي ممنوع بود. با به روي كار آمدن بني اميه حدودا موسيقي آزادي بيشتري پيدا كرد و از اين دوران تا دوران خلفاي عباسي دوره اوج شكوفايي موسيقي نظري و عملي ايران و اسلام است كه در اين دوران كساني چون فارابي، ابن سينا، خواجه نصيرالدين طوسي، ابن زيله، صفي الدين ارموي، عبدالقادر مراغي، و افراد بيشمار ديگري در موسيقي عملي و نظري ظهور كردن كه كتب و رساله هاي آنها در موسيقي موجود است. در هر حال با ظهور تشيع در ايران و به روي كار آمدن شاهان صفوي موسيقي در ايران رنگ و بوي ديگري به خود گرفت و از موسيقي كه در دوران اسلامي كاربرد داشت جدا شد و رنگ ايراني اين موسيقي بيشتر شد تا در دوره قاجاريه اين روند به اوج كمال خود رسيد و سيستم ديگري كه بنام دستگاه در دوره صفويه ظهور كرده بود، كامل شد و توسط نوارندگان چيره دست آن زمان به صورت شفاهي به شاگردان سازهايي از قبيل تار، سه تار، كمانچه، ني و سنتور انتقال پيدا كرد و در همين دوران قاجاريه بود كه خط نت امروزي به ايران راه يافت و سنت شفاهي اساتيد موسيقي ايران كه بنام رديف است به خط نت در آمد.

منبع:http://blog.360.yahoo.com/

نوشته شده توسط ئاسو میرانی در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 15:14 | لینک ثابت |
پایان جهان در دین زرتشت

در گاهان (گاثها) كه سرودهاي خود زردشت است و در آنها اصول عقايد وي را مي‌توان يافت، اشاره چنداني به پايان جهان نشده است، اما چنين مي‌نمايد كه در بندي از گاهان (يسن 43، بند 3) سخن از مردي است كه در آينده مي‌آيد و راه نجات را مي‌يابد. اين اشاره محتملاً دال بر اعتقاد زردشت به ظهور مرد نجات‌بخشي در پايان جهان است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ئاسو میرانی در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 14:45 | لینک ثابت |